محمد حسينى همدانى نجفى

30

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى )

مثلا دو فرد زيد و عمرو گر چه در ماهويت و در جنس و فصل و ذاتيات اشتراك دارند و در اثر خصوصيت وجودى كمال امتياز و مباينت را از يك ديگر خواهد داشت بطورى كه اين امتياز ذاتى هرگز زوال پذير نخواهد بود زيرا وجود شخصيت دارد هرگز در اثر ماهيت و حدود و معرفت شائبه ابهام و ترديد در آن صورت نخواهد گرفت و تا آن وجود را واجد است مباين و مغاير با همه موجودات خواهد بود . هر موجود آفريده‌اى در اثر بهره‌اى كه از وجود دارد امتياز ذاتى از ساير موجودات مىيابد امتيازى كه هرگز بوحدت ذات و ذاتيات آن رفع آن امتياز نخواهد شد زيرا هر موجود خارجى حقيقت آن عبارت از بهرهء وجود و هستى است كه آن را فرا گرفته است و ماهيت آن معرف و حد نقص آن مىباشد بدون اينكه ماهيت خود بهره‌اى از وجود ببرد و آنچه مجعول بالذات است و صادر از جاعل و اثر كبريائى همان وجودى است كه مراتب و انحاء بىشمار خواهد داشت يعنى حقيقت وجود در تمام موجودات حقيقت واحدة و پرتو هستى است كه از ما وراء عالم طبع افاضه و پرتو مىافكند و هر شىء بر حسب اقتضاء سهمى از وجود خواهد داشت بالاخره وجود جنس مبهم و يا نوع براى افراد و موجودات نخواهد بود كه در آن اجمال و ابهامى باشد بلكه حقيقت وجود عين تشخص خارجى است يعنى وجود هر آفريده‌اى همان پديده خارجى است و موجود جوهر و يا عرض خارجى هر يك بهره‌اى از وجود خواهند داشت و وجود و نور هستى نه جوهر است و نه عرض يعنى ماهيت هيچ يك از آن دو نخواهد بود . موجودات از يك ديگر از نظر وجود و شدت و ضعف و تقدم و تأخر و كمال و نقص امتياز خواهند داشت و حقيقت وجود عين تشخص است و هر موجودى لا محاله تشخص خاص به خود خواهد داشت و تفاوت آنها از يك ديگر در اثر شدت و ضعف و نقص و كمال و تأخر و تقدم است و در همه مراتب وجود از نظر اينكه محدود به حد